مرتبط با : هنری , 

(ترجمه ی شعر میوه ی هنر)

بیت اول:آیا این قصه را شنیدید که روزی در باغ ،سپیدار ازظلم وستم تبر ناله ای ازسرناتوانی سرداد بیت دوم:که ازدست تیشه ی هیزم شکن و اره ی نجار

نه ریشه ای برایم باقی مانده و نه شاخه ای.

بیت سوم:تبر اهسته به او گفت: گناه تو این است که اکنون که زمان میوه دادن است میوه ندادی.

بیت چهارم:تا شب صدای تبر قطع نشد وصبح دران

باغ تپه ای از هیزم جمع شده بود.

بیت پنجم: وقتی که دهقان تنور خود را روشن کرد سپیدار گریه کرد دوباره گفت:

بیت ششم:افسوس که تبدیل به هیزم شدم وجهان اتش افروز تن من را این چنین از اتش بدبختی سوزاند.

بیت هفتم:شعله به او خندید که ازدست چه کسی شکایت میکنی؟! میوه ندادن خودت تورا این گونه حقیر کرد.

بیت هشتم:ان شاخه ای که رشد کند ومیوه ای ندهد درنهایت شایسته ی چیزی جز سوختن نیست.

بیت نهم:ثمره ی انسان دانش و حکمت اوست ای کسی که هنر و دانش اندوخته ای اکنون زمان ارائه کردن این هنر ودانش است.

بیت دهم:سخن بیهوده ای که به ان عمل نشود چه فایده ای دارد؟رفتار عملت را درست کن که سخن گفتنت بدون عمل سودی ندارد.

بیت یازدهم:اگر شب و روزو ماه و سال زندگی ات اسان و بدون کارمفیدی بگذرد زمان پاداش گرفتن ودیدن ونتیجه ی کار تو دشوار می شود.